Warning: include(filtering.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/gabzfu/domains/nimkilo.ir/public_html/include/autoloader.php on line 30

Warning: include(filtering.php): failed to open stream: No such file or directory in /home/gabzfu/domains/nimkilo.ir/public_html/include/autoloader.php on line 30

Warning: include(): Failed opening 'filtering.php' for inclusion (include_path='.:/usr/local/php56/lib/php') in /home/gabzfu/domains/nimkilo.ir/public_html/include/autoloader.php on line 30
با میثم و مجید، گلادیاتورهای کمدین خنداننده شو

تبلیغات

با میثم و مجید، گلادیاتورهای کمدین خنداننده شو

تا به حال بازیگران و مجریان زیادی داشته ایم که به خاطر بازی در یک سریال تلویزیونی با اجرای یک برنامه چهره شده اند و توانسته اند یک شبه ره صد ساله را طی کنند. خیلی های شان بعد از همان یک حضور تلویزیونی زندگی شان تغییر کرده و این رسانه سکوی پرتاب شان به درجات بالاتر شده. از این دست چهره ها و ستاره ها زیاد داریم اما هیچ وقت سابقه نداشته چند نفر از مردم معمولی جامعه، سر از یک برنامه دربیاورند و فقط با چند اجرا بتوانند به چهره های موفق تلویزیون تبدیل شوند.

میثم درویشان پور و مجید افشاری پدیده های سال 96 تلویزیون هستند؛ استندآپ کمدین هایی که اول سال 96، جزء مردم معمولی جامعه بوده اند، با فرصتی که خندوانه در اختیارشان گذاشت، در پایان سال برای خودشان ستاره اند.

گلادیاتورهای خخخخخخخ:)

میثم درویشان پور و مجید افشاری، فینالیست های خنداننده شو از روزگار قبل و بعد از رقابت می گویند

ستاره بخت ما خندید!

درست در اوج رقابت های «خنداننده شو» پرونده ای برای استندآپ کمدین های محبوبی که توانسته بودند به مراحل آخر مسابقه برسند، منتشر کردیم. اگر یادتان باشد، راجع به حال و هوای مسابقه و ورودشان به این عرصه و احساس شان به این ماجرا مفصل صحبت کردیم. این بار اما ماجرا فرق می کند. حالا دیگر میثم درویشان پور به عنوان قهرمان و مجید افشاری به عنوان نایب قهرمان استندآپ کمدی، برای خودشان استیج می روند و اسم و رسمی پیدا کرده اند.

زندگی قبل از خندوانه

- میثم: تقریبا یک سال قبل از این که اسمی از خنداننده شو به میان بیاید، دنبال این بودم که رامبد جوان را پیدا کنم و از ایشان خواهش کنم یک بار استندآپ کمدی من را ببیند. با این که شماره تلفن اش را داشتم اما جرأت نمی کردم زنگ بزنم تا این که این فراخوان خنداننده را دیدم. من چیزی در حد یک اجرا در خندوانه از خدا می خواستم اما خدا یک اتفاق خیلی بزرگ تر برایم رقم زد؛ آن قدر بزرگ که بخش زیادی از مردم کشور درگیر این مسابقه شدند.

- مجید: من هیچی، زندگی ام به بطالت می گذشت. رفتم خندوانه و حجم بطالتش بیشتر شد؛ تازه کارم را هم از دست دادم (با خنده) ولی واقعا وقتی فراخوان ارسال ویدئو برای خندوانه را شنیدم خیلی به فکر شرکت در برنامه نبودم. حتی یکی دو بار این مهلت تمدید شد تا این که در آخرین روزها و دقایق، وقتی خانه دوستم بودم، با هم تصمیم گرفتیم فیلم را تهیه کنیم و بفرستیم. اصلا فکر نمی کردم بین سه هزار فیلم دیده شوم. راستش می دانستم آدم طنازی هستم اما وقتی برای تست به استودیو رفتم و 99 نفر را کنار خودم دیدم، برایم عجیب بود که ما واقعا 100 نفر طنزپرداز در ایران داریم؟ جالب اینجا بود که اغلب دوستانی که ادعای شاخ بودن داشتند، همان روزهای اول رد شدند.

جدی شدن رقابت

- میثم: من از مرحله اول و زمان پخش اجراها در تلویزیون دیگر فهمیدم این کار در کنار شوخی و طنز بودنش، برای من جدی است. در اصل برای مردم هم همین طور بود. تعداد رأی ما 16 نفر در مرحله اول تقریبا مساوی با کل آرای «لباهنگ» با آن همه سلبریتی بود و این اتفاق کمی نیست.

- مجید: در اصل بعد از اجرای اول در مرحله اول، عیار هر کس مشخص شد و تازه فهمیدیم با هم چند چندیم. بعضی ها با تجربه تر بودند و فکر می کردیم آنها بالا می روند اما تازه فهمیدیم هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.

کدام اجرا ترکاند؟

- میثم: اجرای اولم که با موضوع استخر بود، بیشتر دیده شد.

- مجید: اجرای اولم را که با موضوع ازدواج بود، مردم بیشتر دوست داشتند، با این که خودم حس می کنم اجرای نیمه نهایی ام از همه بهتر بود.

زندگی بعد از خنداننده شو

- میثم: زندگی ام املا تحت تاثیر قرار گرفت. مردم دیگر ما را همه جا می شناسند اما به لحاظ کاری من هنوز سر شغل قبلی ام هستم. فقط استیج رفتن به زندگی ام اضافه شد.

- قدری زندگی ام تغییر کرد. اول که کار استیجی اضافه شد. بعد هم به صورت جدی تر وارد کار نویسندگی برنامه ها شدم. قبل تر هم می نوشتم اما خندوانه باعث شد بیشتر به عنوان یک نویسنده شناخته شوم. تنها کسی بودم که همه متن هایم را از ابتدا خودم می نوشتم. بعد از خنداننده برای آیتم ضیاپدیا برنامه«فرمول یک» نوشتم و الان هم که سرپرست نویسندگان و مجری برنامه «عبدی شو» هستم.

لاغری و چاقی به خاطر استرس

- میثم: در کنار همه لحظات خوب و خنده ها و هیجان رأی ها، استرس کار به شدت بالا بود. استرس من را لاغر می کند. برای همین در این برنامه حدود 10 کیلو لاغر شدم.

- مجید: استرس من را چاق می کند. زمان خنداننده شو 25 کیلو چا4 شدم.

شکست در ادابازی

- میثم: زمان ضبط مسابقه من و مجید در ادابازی، دقیقا فردای ضبط فینال خنداننده بود. مجید صورتش مثل گچ شده بود و من هم فشارم پایین بود. اصلا نمی توانستیم خودمان را بیدار نگه داریم.

- مجید: چون روز بعد از فینال خنداننده بود، زیاد تمرکز نداشتیم. شاید برای همین نتوانستیم در ادابازی خوب باشیم اما وقتی دیدیم برنده بشو نیستیم، سعی کردیم فقط آدم های بامزه ای باشیم و تماشاچیان را بخندانیم که این اتفاق افتاد.

پیشنهاد بازیگری

- میثم: پیشنهاد داشتم اما معتقدم کار ما مثل بازی ماروپله است. خوردیم به پله، بالا آمدیم. حالا اگر اشتباه کنیم، نیش می خوریم و بر می گردیم پایین. باید حواس مان جمع باشد.

- مجید: بله به من پیشنهاد هم شده. اتفاقا برای یکی از فیلم هایی که در همین جشنواره امسال هم نمایش داده شد، پیشنهاد داشتم اما بازی نکردم.

مواجه شدن با واکنش های بد

- میثم: بعضی ها انگار از این اتفاق که ما در مسابقه بالا آمدیم و مطرح شدیم، ناراحت هستند. به طعنه می گویند تو یک روزی هیچی نبودی ولی الان مسیر زندگیت عوض شده و داری پادشاهی می کنی. من معتقدم اگر من با مجید در این جایگاه قرار نمی گرفتیم، قطعا همان شخص هم نمی توانست جای ما را پر کند، در حالی که ما داریم تمام تلاش مان را برای شاد کردن مردم می کنیم.

- مجید: من به مردم حق می دهم، چون تحت فشار هستند اما در خیلی از جاها حس می کنند در جایگاهی که باید باشند، نیستند. وقتی می بینند یک نفر، در عرض یک سال چنین پیشرفتی می کند اذیت می شوند، سعی می کنم بفهمم شان.

تاثیر اجرای استندآپ کمدی روی وضعیت مالی

گلادیاتورهای خخخخخخخ:)

زندگی در حوالی خنده

بعد از پایان رقابت «خنداننده شو» بچه ها از جمع خندوانه و رامبد جوان پراکنده نشدند. کنار هم در برج میلاد درست مثل اجرای کنسرت یا تئاتر، به صورت کاملا رسمی، بلیت فروختند و استندآپ کمدی اجرا کردند. این مسئله اتفاق مهمی در زندگی آنها بود و شاید نقطه شروع اجراهای مستقل شان در شهرهای مختلف درباره کسب درآمد و گذران زندگی با استندآپ کمدی با آنها گپ زدیم.

بعد از خنداننده شو، رامبد جوان برنامه ای برای اجراهای هفتگی در برج میلاد چید و همه بچه ها اجرا کردند، ماجرا چه بود؟

- میثم: بعد از خندوانه، هر کدام از ما به صورت تکی اجراهای زیادی انجام می دهیم اما در برنامه ای با برند «شادباش»، همه بچه های خنداننده شو با هم هستیم و استندآپ می کنیم. شادباش فعلا در برج میلاد انجام شده و قرار است به مرور زمان در شهرهای دیگر هم برگزار شود.

- مجید: البته با شادباش در مشهد هم اجرا رفتیم. الان هم که قرار است در تبریز و اصفهان اجرا داشته باشیم.

با استندآپ می شود زندگی گذراند؟

- میثم: از آنجا که استندآپ پدیده جدیدی است و چون تعداد افراد متبحر در این کار کم است، به لحاظ کاری برای ما خوب است اما این هنر، فوق العاده سخت است، چون مردم از کمدین ها توقع دارند هر بار یک تولید جدید و به روز داشته باشند.

- مجید: خب بستگی دارد چندتا استیج بخورد. (با خنده)

وضع تان خوب شده؟

- میثم: من هنوز همان 206 خودم را دارم.

- مجید: نه هنوز ولی شاید بشود.

چقدر تلاش می کنید خودتان را از این سطح بالاتر بکشید؟

- میثم: مردم از ما خیلی توقع دارند. باید به روز باشیم و برای این کار تلاش هم می کنیم.

- مجید: کار خاص زیادی نمی شود کرد. آن فضای مسابقه با آن سطح از رقابت و دیده شدن، موج عجیب و تازه ای بود که ما را به اوج برد. اما الان هم سعی می کنیم آجرهای مان را در سطح خوبی نگاه داریم.

به این فکر می کنید که یک روز استندآپ های تان نفروشد و دیده نشوید؟

- میثم: خیلی زیاد.

- مجید: بله اما الان که کار می کنیم، این ترس کمتر شده است.

گزارش تخلف

تمامی مطالب از سایت های مجاز فارسی و ایرانی تهیه و جمع آوری شده است، در صورت وجود هرگونه مشکل از طریق صفحه گزارش تخلف اطلاع دهید.

تبلیغات

جدیدترین اخبار

داغ ترین اخبار